یه مرد هیکلی
با سبیل های درشت
چشمای درست
خیلی جدی بیاد سمتت چه فکری میکنی ؟؟؟
oــــO
خب برادر من آدم میترسه
میگه آیا کجا... چکار کردم که میخاد منو بزنه...
خیلی جدی آمده ومیگه ؟
آقا یه چیزی داری بدی به من این گردو را بشکنم
"" یه دونه گردو به دستشه ""
توی دلم گفتم .. ای بووووووووووووق
خودت و اون سبیلات بووووووووووووق
خب آدم میترسه دیگه : O)ــــ(o
پ . ن : " حس میکنم این وبلاگ توسط آشنایان لو رفته
مطمئن بشم قطعا حذفش میکنم"
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد