خرید بک لینک

رفته بودم تهران کاری داشتم

وقت برگشت به یکی از دوستان تهرانی گفتم

میخام سوغات بخرم کجا برم که خوب باشه ؟؟


ایشون گفتن برو " برلن "

و آدرسش را دادن


الان تهرانی ها دقیقا فهمیدن من چی میخام بگم ....


در بست گرفتم و رفتم برلن "" دربستم موتور بود " *ـــــــــــ*


رفتم مغازه کفش رو به صاحب مغازه

من : این کفش چند ؟؟

نه نه این خوب نیست بنظرم جنسش خوب نباشه

اون یکی بهتره .... چند ؟؟؟


فروشنده : هفتصد هزار تومان

من: Oـــــo

نه بنظرم مدلش قدیمی است...

آمدم بیرون و رفتم یه مغازه دیگه


من : اون کیف چند ؟

فروشنده : 950 هزار تومان

یعنی مستقیم قیمت میداد و حتی یه " قابل نداره " الکی هم نگفتن بهم

0ـــــــــ0

زنگ زدم به دوستم

میگم : دیدی این گاری ها که میگن بدو بدو تموم شد ...

بیا سه تاش پنج تومان *ـــــــ^

میگه : اره ... خب ؟


میگم : از اینا آدرس بده

آدرس پانزده خرداد را داد ....


پ . ن : " امروز ... چهارمین به روز رسانی "


برچسب: نویسنده: حدیث جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 14 دی 1395 ساعت: 0:15

صفحه بندی