خرید بک لینک

این شعر زیبا را علی آقای عزیز برام فرستاد

خیلی دلنشین بود


باران که شدى مپرس این خانه ى کیست
سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست


باران که شدى، پیاله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست


باران! تو که از پیش خدا مى آیی
توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست


بر درگه او چونکه بیفتند به خاک
شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست


با سوره ى دل، اگر خدارا خواندى
حمد و فلق و نعره ى مستانه یکیست


این بى خردان، خویش خدا مى دانند
اینجا سند و قصه و افسانه یکیست


از قدرت حق، هرچه گرفتند به کار
در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست


گر درک کنى خودت خدا را بینى
درکش نکنى، کعبه و بتخانه یکیست...


البته خودشون گفتن از این آدرس: ( http://saadat52.blog.ir/1395/10/26 ) کپی کردن

برچسب: نویسنده: حدیث جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 27 اسفند 1395 ساعت: 13:41

صفحه بندی