پیرو پست قبلی ...
میری کدوم وبلاگ ؟؟؟ وبلاگ گندم
اصلا من نمیدونم این دختر چرا اینقدر ضعف داره
هر کی چالش راه مینداره بدو بدو میره و اصرار و التماس که تو رو خدا منم شرکت کنم
اینقدر سماجت میکنه تا بهش بگن باشه تو هم بیا
بعدش میره توی وبلاگش پست چی میذاره ؟؟
ای مردم همه بدانید اینا ازم درخواست کردن بیا چالش و اصلا تو نباشی
چالش ِ ما سوراخ میشه
یه خط در میون هم که افتخار میکنه ابجیش زده دودش کرده
یکی به من بگه این افتخار داره آیا که یه بچه دبستانی بیاد و هر روز ضایعت کنه ؟؟؟
نه واقعا این افتخار داره ؟؟؟
بدتر همه اعتماد بنفسش هست
آقااا یکی به این بگه اگر خانوادت بهت گفتن خوش صدایی
چون خانوادت هستن و دوستت دارن و خواستن واقعیات را پنهان کنن
فقط شونصد نفر بهش گفتن چقدر بدیم دیگه نخونی ؟
دیگه کامنت صوتی نذاری ؟؟
باز میبینی اخر هر ماه اگر قراره بیا و بگه سلام حتما باید یه پست صوتی میذاره
داغون و خسته میری کجا ؟؟؟ وبلاگ خانم ِ پرستار
وارد وبلاگش که میشی حس میکنی رفتی توی گاوصندوق
کلا همه رمز دار
باخودت میگی آیا چه مطلب علمی مهمی نوشته که رمز داره
بازش که میکنی میبینی چی نوشته ؟؟؟
یه بیمار با همراهش آمد یهو همراهش از دنیا رفت
چرا ؟؟؟؟
چون اشتباهی به همراه ِ بیمار آمپول زدیم..
خب خسته نباشی
یه ربع بعدش پست میذاره که بیمار هم مرد
ای بابا اون دیگه چرا ؟؟؟
خب زشت بود همراه بمیره و بیمار زنده بمونه
روز بعد پست میذاره یه نفر امد اجساد را تحویل بگیره
به اونم یه آمپول زدیم ...... امروز که نه اما تا فردا اونم از دنیا میره
خسته نباشی
پا میشی میری یه وبلاگ دیگه
کجا ؟؟؟؟ در ادامه خواهید خواند
پ . ن : "امروز ... دومین به روز رسانی"
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد