خرید بک لینک

یه دوستی ما داشتیم خدا رحمتش کنه از دنیا رفت

رفته بودم بیمارستان عیادتش

نمی دونستم کدوم اتاقه

از یه دکتر پرسیدم و اونم انگار بهش فحش دادی

قاطی کرد که مگه من نگهبانم و از این حرفا

من دکتر فلان فلان هستم

Oـــo


منم عصبانی شدم و گفتم مرتیکه ی بوووق

دکتری خب باش مرتیکه ی بازم بوووووق

^ــــ^


رفتم و یه دور زدم ونگهبان و آدرس و خلااااااصه

امدم وارد اتاق شدم دیدم به به :)) *ـــ*

آقای دکتر بالای سر بیمار ما است Oــــ@

همون دکتر :))))


دکتر : بیمار شماست ؟؟

من : این غلط کرده... اصلا بزن خفه اش کن


اطرافیان Oــــo


پ . ن : "امروز ... دومین به روز رسانی"




برچسب: نویسنده: حدیث جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 27 اسفند 1395 ساعت: 13:41

صفحه بندی