لبخند "15" ... یک کیلو بیشتر از یک کیلو است !!!؟ - تاریخ: 1396/5/12 ساعت: 15:15
بچه که بودیم از دوستامون میپرسیدیم یک کیلو آهن سنگین تره یا یک کیلو پنبه ؟؟؟ بعد گاهی وقتا اونا اشتباه میگفتن و ما با یه حسی انگار که مغز ریاضی باشیم کمی بالاتر از نیوتن و انیشتین :))) بهشون تِر تِر میخندیدیم @ـــــo الان یکی آمده و میگه : فلان بانک کجاست ؟؟؟ میگم : دویست متر جلو تر اون : آهان یعنی ...
لبخند "10" .. حواست کجاست ؟ - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 7:18
آخه چرا این شماره ها اینقدر به هم شبیه هستن Oــــo امروز صبح میخاستم زنگ بزنم به پیک موتوری اشتباهی زنگ زدم به یکی از طلبکارام :((( oــــ@ مجبور شدم اول صبحی براش پول کارت به کارت کنم :)))
لبخند "11" ... زود بر میگردم - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 7:18
آقاهه با سرعت نور آمده توی مغازه دوچرخه اش را گذاشت توی مغازه و گفت : مواظب دوچرخه من باش الان میام Oـــo و رفت oــــ@ الان یه ده دقیقه ای میشه که چهار چشمی مواظب دوچرخه اش هستم :)) اینجوری @ـــ@ پ . ن : "امروز .. دومین به روز رسانی"
لبخند "9" ... یه شغلی هست بنام آدرس یاب - تاریخ: 1396/4/23 ساعت: 15:32
محل کار من جایی است که معمولا زیاد میان ازم آدرس میپرسن اقا ببخشید بانک ملت کجاست ؟ اقا ببخشید دفتر بیمه کجاست ؟ اقا ببخشید بانک صادرات کجاست ؟ اقا ببخشید کجا کپی میگیرن ؟؟ Oـــo کلا دیگه عادت کردم :)) ولی یه چیز را نمیفهمم روزی دو سه نفر میان آدرس بانکی را میپرسن که دقیقا دیوار به دیوار منه !!!!! @...
لبخند"8" ... خب تعارف نکن عزیزم - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 2:34
اتفاقی که چند روز پیش افتاد عصر به شاگردم گفتم : یه کارتن خرما خریدم توی یخچال .. تو هم برو بخور ظهر ِ روز بعدش رفتم درب یخچال را باز کردم اصلا کارتن خرما هم نبود oــــO بهش میگم خرما ها را ندیدی ؟؟؟ میگه : سه تا دونه توش بود من صبی خوردمشون Oــــ@ سه تا ؟؟؟ نه واقعا فقط سه تا دونه ؟؟؟ میگه : خب بقی...
لبخند "7" ... مردهای سفارش شده - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 12:39
رفتم پیش دوستم که متخصص ِ بووووق هست این بوووووق معنی بدی نداره :))) یه اقایی هم اونجا بوده به من میگه : سفارش منو پیش دوستت بکن منم رو به دوستم گفتم : علی سفارش :))) چرا اقاهه ناراحت شد ؟؟؟ Oــــo اخه من روی چه حسابی باید سفارش کنم ؟؟؟
لبخند"6" .... کاربرد اعداد - تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 23:37
مسافر : رسالت میری? راننده تاکسی : رسالت? یک یا دو ? مسافر :2 راننده : اره سوار شو.... آنطرف تر. بچه : مامان جیش دارم مادر : یک یا دو ? O__o
لبخند "5" ... کجا حساب کنم ؟ - تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 20:24
آقاهه آمده مغازه ..فاکتور به دست میگه : میشه تخفیف بدی من : چشم ... مبلغی را تخفیف دادم میگه : خب اینو باید برم با کی تسویه کنم ؟ Oـــo نه واقعا Oــــo فاکتور من به دست توئه از من تخفیف گرفتی با کی تسویه کنی ؟؟؟؟ میخای بری خونه ... روبروی کولر بشینی بعدش با اداره برق تسویه کنی :)
لبخند"3"... منو صدا نزنید - تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 3:36
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
لبخند "4" ... جرات داری بیا دعوااا - تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 3:36
یه رفیق داشتیماز این موهای فرفری و سبیل و خط ریش چکمه ای و شلوار خفن شش جیب ..... خلاصهOــــoیه بار جایی بودیم با یکی بحثش شداون شخص یه لگد زد به پای رفیق مناینو میگی : یه نگاه بهش کرد و گفت اگر جرات داری یه لگد دیگه بزنطرف یه لگد دیگه زد@ــــoاینبار رفیق ما خیلی جدی و عصبانی گفت : جرات داری یه لگد
لبخند "1" ... ای دختر ِ بد . - تاریخ: 1396/3/26 ساعت: 23:55
چرا حرمت ها را نگه نمیدارید ؟؟؟ اونم یه دختر مگه نمیگن دخترا بابایی هستن پس کو؟؟؟ آخه اینو کجای دلم بذارم باباهه تا زیر بغل دخترش قد داره :)
لبخند "2" ----ماه رمضان در محرم - تاریخ: 1396/3/26 ساعت: 23:55
اخه اینو کجای دلم بذارم بهش میگم : سال دیگه ماه محرم میفته توی ماه رمضان میگه : خب میگم : این همه آبگوشت امام حسینی میدن را چکار میکنی? میگه : میذارم برای سحر و افطار میخورم Oـــo الان من سرمو به کدوم دیوار بکوبم?
میبینم که عید شده و عیدی میخای !!! - تاریخ: 1396/1/3 ساعت: 3:16
میبینم که عید شده و همه منتظر هستن بهشون عیدی بدم اینم عیدی من
پست ثابت اما موقت - تاریخ: 1396/1/3 ساعت: 3:16
سلام اول اینکه میخام سال جدید یه پست ثابت بذارم اما نمیدونم چه جوری دوم اینکه اولین پست در هر روز را میخام اینجوری بذارم "" امروز چگونه به دیگران هدیه دادیم "" همه باید شرکت کنن "بلاگر ها و خواننده های وبلاگ" و هر کی شرکت نکنه براش سوژه درست میکنم احتمالا تهدیدش هم بکنم هر کسی در هر روز خودش را م
52 ... یه خاطره از شیراز - تاریخ: 1396/1/1 ساعت: 7:47
آقااا من شهرهای زیادی رفتم میشه گفت اکثر شهرهای ایران را رفتم اما شیراز برای من یه چیز دیگه بود اگر یه روزی بخام برم یه شهر دیگه برای زندگی یقینا شیرازه مردم شیراز شخصیت های جالبی دارن خیلی زود باهات اخت و خودمونی میشن رفیقت که میشن دیگه دورت نمیزنن و واقعا رو راست هستن کلا کاری به قوانین ندارن نه
آرزو میکنم آرامش چشمانت را ... - تاریخ: 1396/1/1 ساعت: 7:47
آرزو میکنم توی سال جدید توی این سالی که تا چند ساعت دیگه آغاز میشه خدا ایمانت را قوی کنه توی مشکلات و سختی ها حس کنی خدا کنارته حس کنی حکمت خدا را... آرزو میکنم یه اتفاق آنی و لحظه ای بهت آرامش بده یا یک دوست قدیمی را ببینی و شاد بشی یا اینکه یه حرف از زبان کسی که فکرش را هم نمیکنی بشنوی و تا م
عیدی ِ من به شما ها یا عیدی شما به من ؟ - تاریخ: 1395/12/29 ساعت: 2:25
چه عیدی از این بهتر آیا که دارم یه دوستای خوبی هنوزم کنارم یکی بهتر از دیگری هست و انگار یکی بهتر از دیگری میشه هر بار خدا بهترین عیدیو داده دستمزمانی دچار گفت رفیق تو هستمتوی این هیاهو و رنگ ِ مجازیکه باید با هر خوب و هر بد بسازیمگه عیدی بهتر از این میشه جاناکه دارم رفیقای با درک و داناسمیرا . اس
51 .... مرتیکه ی فلان فلان شده ... - تاریخ: 1395/12/29 ساعت: 2:25
پسره هنوز وارد مغازه نشده مرتیکه ی بوووق .. مادرت بووووق خدا لعنتش کنه ... ای خواهر و مادرت بووووووووق Oـــo امده داخل : آقا فلان چیزو داری ؟؟ من : اره دارم .. هفت تومان دست کرده توی جیبش که پول بده میگه : یا زهرا Oـــo Oـــ@ آخه مادرت بووووق بعدش یا زهرا ؟؟؟
49 ... از بچگی بوووق درونم فعال بود - تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 13:41
سوم راهنمایی یه معلم داشتم وقتی میپرسید حتما باید بیست میشدی مثلا اگر میشدی 15 باید پنج تا خط کش میزد روی دستت که برسه به بیست ... یه روز آمد سر کلاس و منم هنوز نرسیده گفتم اقا بپرس که امروز روز ِ منه حالا عدل همون روز هم به جای خط کش یه کابل آورده بود چند نفر را صدا زد که بیان بیرون و ازشون بپرسه
50 ... مرتیکه ِ خود خواه - تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 13:41
یه دوستی ما داشتیم خدا رحمتش کنه از دنیا رفت رفته بودم بیمارستان عیادتش نمی دونستم کدوم اتاقه از یه دکتر پرسیدم و اونم انگار بهش فحش دادی قاطی کرد که مگه من نگهبانم و از این حرفا من دکتر فلان فلان هستم Oـــo منم عصبانی شدم و گفتم مرتیکه ی بوووق دکتری خب باش مرتیکه ی بازم بوووووق ^ــــ^ رفتم و یه