عیدی من به بعضی بلاگر ها + قسمت اول
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 13:41
آقاااا بنظرم بیان باید یه تعدادی وبلاگ را کلا حذف کنه تا آبروش در خطر نیفتادهصبح اول صبح میای وبلاگ بخونیپا میشی میری کجا ؟؟؟ وبلاگ دچارحالا چی نوشته ؟؟رفته مثلا از توی کتاب گورباچف قسمت نامه های عاشقانه به همسرمیه متن را کپی کرده بعد زیرش نوشته نظر دکترشریعتی درباره مصدق ...جالب اینه
عیدی من به بعضی بلاگر ها + قسمت دوم
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 13:41
پیرو پست قبلی ... میری کدوم وبلاگ ؟؟؟ وبلاگ گندم اصلا من نمیدونم این دختر چرا اینقدر ضعف داره هر کی چالش راه مینداره بدو بدو میره و اصرار و التماس که تو رو خدا منم شرکت کنم اینقدر سماجت میکنه تا بهش بگن باشه تو هم بیا بعدش میره توی وبلاگش پست چی میذاره ؟؟ ای مردم همه بدانید اینا ازم درخواست کردن
عیدی من به بعضی بلاگر ها + قسمت سوم
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 13:41
پیرو پست قبلی و قبل ترش پا میشی کجا میری ؟؟ وبلاگ واران حالا چی نوشته ؟؟؟ رفته خونه خاله اش اونا هم در را باز نکردن و یه کاغذ از پنجره انداختن جلوش که توش نوشته ما نیستیم ... رفتیم مسافرت بعدش میاد و پست میذاره که خاله برام آژانس گرفته که برم پیشش پول آژانس را هم که نداده و میگه راننده گفته امروز
عیدی من به بعضی بلاگر ها + قسمت چهارم
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 13:41
پیرو پست قبلی و قبل ترش و قبل ترترش پا میشی میری وبلاگ کی ؟؟ بنت شهر کلا یه پست را بخونی میفهمی قضیه چیه ؟؟ یه خانم ِ کارمند که بجای کار کردن نشسته تا هر ارباب رجوع میاد یه سوژه ازش بگیره هر چند سوژه هاش هم ساختگی است کلا یه خط در میون هم که از سوژه ها عکس میگیره دو نفر از اینا تو ی اطلاعات کار ک
هیشکی برات کاری انجام نمیده + الحاقیه الحاقیه
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 13:41
میگن آدم باید ائمه را الگو و سرمشق خودش قرار ده الان سوال من اینه ؟؟ وقتی مدت ها میشی گدای امام حسین وقتی برای مراسم هاش هزینه میکنی وقتی چهله براش بر میداری و جوابت را نمیده.... خب اینا بی منظور که نیست الان هر گدایی آمد با پشت دست بخوابونم دهنش و بگم برووو ؟؟؟؟ ... یا مثلا وقتی خدا ناامیدت میکنه م
متفر قه "9" ... دلم نیومد تنهایی بخونم
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 13:41
این شعر زیبا را علی آقای عزیز برام فرستاد خیلی دلنشین بود باران که شدى مپرس این خانه ى کیستسقف حرم و مسجد و میخانه یکیست باران که شدى، پیاله ها را نشمارجام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست باران! تو که از پیش خدا مى آییتوضیح بده عاقل و فرزانه یکیست بر درگه او چونکه بیفتند به خاکشیر و شتر و پلنگ و پروان
آیا سیاوش قمیشی همین شعر را خونده ؟؟؟ البته Ebi منظورمه
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 13:28
کی اشکاتو پاک میکنه شبا که بی قراری آخه کی حال داره بری , سربه سرش بذاری *ــ* جرات ِ کی میرسه که سوئیچ بده به دستت ماشینشو برداری و بری موتور سواری Oـــo دست تو موهات کی میکشه وقتی موهات کثیفه اون کیک ِ سوخته رو میخای برای کی بیاری ؟؟ @ــ@ شمعدونی های باغچه دوریتو باز نبیـــــــنن خواستی بری بگو
تسلیت عرض مینمایم
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 13:28
حضرت فاطمه سلام الله علیها فقط یک زن نبودکه راحت بگیم شهادتش تسلیت بادشاید خوبه کتاب دکتر شریعتی را بخونیمکه نامش هست "فاطمه فاطمه است"
متفرقه "7" ... یکی مشخصه کنه به من میرسه یا نه
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 13:28
گفت که : اگر یه نامحرم بیاد شما بخاطر خدا بهش نگاه نکنی و سرت را به سمت آسمون کنی خدا به اندازه ی هر چی در هفت تا آسمون هست برات ثواب مینویسه اگر سرت را بندازی پایین و زمین را نگاه کنی خداوند به اندازه تمام ریگ ها و هر چه در زمین و زیر زمین هست ثوابت میده اگر چشم
یاد خدا "23" ... دیدی چه پیرمرد نورانی ای بود ؟
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 13:28
چند نفر از شما ها توی محله ای که زندگی میکنید یک پیرمرد یا پیرزن هم هست که هر کی مریض میشه یا یک اتفاق بد براش میفته می روند پیش اون و التماس دعا دارن یا مثلا میگن چشم خوردی و باید بری پیش فلانی که نظر= نذر= نزر بگیره برات دیدی اینا وضع مالی خوبی ندارن معمولا اما چهره ای نورانی دارن چه پولدار
46 ... فضول شناسی
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 13:28
من : حامد میشه بپرسم کجا داری میری ؟ حامد : آره بپرس *ـــ^ من : کجا میری ؟ حامد : به تو چه Oـــo حقش نبود بزنم لهش کنم ؟؟؟ نه واقعا حقش بود یا نبود پ . ن : "امروز ... سومین به روز رسانی"
یاد خدا "24" ... حالا کمی بیشتر بمون + الحاقیه ی شعر
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 13:28
احتمالا برای همه این اتفاق افتاده که مثلا یه دوست یا رفیق همکلاسی و شاید کسی از اقوام و اشنایان که خیلی دوست داری باهاش باشی فرض کن آمده خونه ی شما ... شما چکار میکنی ؟؟ شیرینی و چای و میوه را دیر به دیر میاری حالا اون هی میگه من میخام برم شما میگی کمی صبر کن میخام میوه بیارم یا به بهانه ای بیشتر نگ
کلا جدا از بحث وبلاگ
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 13:28
این روزا دلم برای یکی تنگ شده اما به خودم قول دادم سراغش را نگیرم ای کاش که باران و مه و ابر به همراه فلکبا صورت بروند توی مشتش و بگن کجایی رولکOـــoپ . ن : "امروز ... دومین به روز رسانی"
متفرقه "8" ... میفهمی ؟ مرد بود مـــــــــــــرد
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 13:28
دیشب یه فیلم کره ای گذاشت تلویزیون مال زمان جنگ کره و بعدش هم ویتنام و اینا .... پسر ِ کره ای رفته بود آلمان توی یه معدن کار کنه که پول بفرسته برای خانواده اش در کره که بدبخت و فقیر بودن بعد از دوسال کار کردن توی آلمان ... یه روز چشمش میخوره به یه دختر کره ای که اونجا داشت پرستاری میخوند بااین دختر
47 ... لطفا قضاوت نکنید
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 13:28
سرت توی کامپیوتر باشه یهو یه صدای با عشوه بگه سلام اقا سرت را بلند کنی و ببینی یه دختر با پوشش بووووق کمی آرایش کرده اما زیبا داره نگات میکنه Oـــo من : سلام .. بفرما دختره : این نزدیکی آژانس داره ؟ من : بله ...برو بالاتر به سمت "پرید وسط حرفم" دختره : من خیلی دیرم شده .. میشه خودتون منو برسونی ؟؟
48 ... کجایی سربازی که یادت بخیر
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 13:28
من : چرا با آب داغ وضو میگیری ؟؟ مهدی : دارم خودمو برای جهنم آماده میکنم "با خنده" مهدی : تو چرا با آب سرد وضو میگیری ؟ من : که خدا بببینه برای جهنم آمادگی ندارم "با خنده" پ . ن : "خیلی ها توی دوران سربازی نماز خوان شدن"
یادش بخیر ِ28 ... آیا من بچه پولدارم ؟
-
تاریخ: 1395/10/14 ساعت: 0:15
رفته بودم تهران کاری داشتم وقت برگشت به یکی از دوستان تهرانی گفتم میخام سوغات بخرم کجا برم که خوب باشه ؟؟ ایشون گفتن برو " برلن " و آدرسش را دادن الان تهرانی ها دقیقا فهمیدن من چی میخام بگم .... در بست گرفتم و رفتم برلن "" دربستم موتور بود " *ـــــــــــ* رفتم مغازه کفش رو به صاحب مغازه من : این کفش...
یادش بخیر ِ 29 ... دروازه قرآن ِ شیراز
-
تاریخ: 1395/10/14 ساعت: 0:15
اون زمان که اینترنت اینقدر رواج نداشت توی گوگل پیداش کنی منم که خب تا حالا ندیده بودمش با خودم فکر میکردم آیا چطوری باشه ... 0ــــــــ0 نباید که بهم بخندنOــــo کنارش ایستاده بودم و از یکی پرسیدم آقا دروازه قرآن که میگن ...کجاست ؟؟؟ *ـــــــــ* بماند که چه جواب کوبنده ای بهم داد ....
خاطره ی 66 ... عزیزم کپک زدی...
-
تاریخ: 1395/10/14 ساعت: 0:15
حالا درسته که ما مردها خیلی درگیر خرید و این چیزا نیستیم اما کلاه گذاشتن تا این حد ؟؟؟ رفتم میوه بخرم کلا دو کیلو سیب داده دریغ از یه دونه سالم یا رسیده میگم دوتا دونه سالم هم میذاشتی ؟ فروشنده دو تا نارس برداشته و دو تا کرم خورده بجاش گذاشته میگم اینا را نمیخام درست میوه بده ... یه نیشخند زده و میگ...
بیشتر بدانیم چهار ... عاشقانه ها را کجا بخوانیم ؟
-
تاریخ: 1395/10/14 ساعت: 0:15
یه پیشنهاد دارم اکثر ما بلاگر ها مطمئننا در کنار وب نویسی یه سری وبلاگ هایی را هم دنبال میکنیم بعضی ها اتفاقات هستن بعضی روز نوشت بعضی شعر بعضی طنز بعضی غمگین و ....و .... بیاییم اون وبی را که دنبال میکنیم و بنظرمون مطالبش زیبا است را به دیگران هم معرفی کنیم قرار نیست تعارف داشته باشیم و حتما رفیقمو...